شنبه ۶ آذر ۱۴۰۰
تو از روزگاران مشو نا امید
با گردش روزگار
07 آذر 1399     23:36

قهرمان چشم بادامی هالیوود

هفتم آذر زادروز اسطوره ورزش های رزمی، بروس لی است.

به گزارش روزگار، بروس لی، رزمی‌کار بی همتایی بود که توانست سنتی رزمی شرق دور را به سینما رسانده و دنیا را به تماشای سنت‌های شرقی بنشاند.


بروس لی قالب‌های سنتی ورزش‌های رزمی را درهم شکست و طرحی نو به نام «جیت کان دو» درانداخت که می‌توان آن را «سبک فاقد سبک» نامید. اگر لی امروز در قید حیات ‌بود، ۲۷ نوامبر ۲۰۲۰ تولد هشتاد سالگی‌اش را جشن می‌گرفت.
در شامگاه ۲۰ ژوئیه‌ی سال ۱۹۷۳ آمبولانسی آژیرکشان در خیابان‌های هنگ‌کنگ به سوی بیمارستان «ملکه الیزابت» می‌شتافت. در بیمارستان چند پزشک و پرستار، مرد جوانی را که روی برانکارد بیهوش بود، به سرعت به بخش کمک‌های اضطراری منتقل کردند. در راهروی بیمارستان تنی چند منتظر بودند که در میان آنان از جمله ریموند چو، فیلمساز معروف هنگ‌کنگی به چشم می‌خورد. پس از یک ساعت و نیم تلاش پزشکان، یکی از آنان از اتاقی بیرون می‌آید و به سوی ریموند چو می‌رود و آهسته به او چیزی می‌گوید. لحظه‌ای بعد ریموند چو از بیمارستان خارج می‌شود و رو به ده‌ها خبرنگاری که آنجا اجتماع کرده‌اند می‌گوید: «بروس لی برای همیشه ما را ترک کرد».
درباره‌ی مرگ بروس لی شایعه‌های فراوانی وجود دارد. برخی حتی معتقدند که او را مسموم کرده‌اند. اما در روایت رسمی پزشکی، علت مرگ او را واکنش آلرژیک بدن به دارویی مسکن ذکر کرده‌اند که به تورم مغزی و بیهوشی و نهایتا مرگ انجامیده است.
بدین‌سان کتاب زندگی مردی بسته می‌شود که جهان او را به نام «اژدهای کوچک» و استاد هنرهای رزمی و همزمان ابرستاره‌ی سینما می‌شناخت؛ مردی که با نبوغ خود در ورزش‌های رزمی انقلابی برپا کرد. زمانی روزنامه‌نگاری درباره‌ی او نوشته بود: «بروس لی در ۳۲ سالگی به همان شهرت در جهان دست یافت که اسکندر کبیر در ۳۲ سالگی دست یافته بود. با این تفاوت که اسکندر بدین‌منظور به سپاهی عظیم نیازمند بود، ولی بروس لی فقط اراده‌ای پولادین داشت».
اما بروس لی که بود و چه ویژگی‌هایی داشت که از چنین آوازه‌ای برخوردار شد؟ چرا هیچ ستاره‌ی رزمی‌کاری بعدها نتوانست به جایگاه او دست یابد؟ برای پاسخ به این پرسش بد نیست اندکی با فلسفه‌ی او از هنرهای رزمی آشنا شویم.

جیت کان دو؛ طرحی انقلابی برای رزم
جهان ورزش‌های رزمی ستارگان بزرگی به خود دیده است، ولی هیچ یک موفق نشده‌اند به آوازه و محبوبیت بروس لی دست یابند. بی‌تردید یکی از علت‌های این پدیده را باید در نوآوری‌ها و سبک کار بروس لی جستجو کرد. گفته‌اند که نابغه از هیچ قانونی پیروی نمی‌کند، چرا که خود قانونگذار است. بروس لی برای ورزش‌های رزمی قوانین تازه‌ای بر پا کرد، قوانینی که به انقلابی انجامید. او خود به چنین انقلابی واقف بود و از این رو با اعتماد به نفس در برابر فشارها ایستاد، همه‌ی سنت‌ها را درنوردید و راه تازه‌ای در ورزش‌های رزمی گشود. او برای سبک خود نام «جیت کان دو» را برگزید که در واقع طرحی اساسی برای هنر دفاع از خود و معنای آن در چینی چیزی معادل «روش مهار مشت» است.
«جیت کان دو» شکل عالی تکامل یافته‌ی هنر رزمی است که او در مکتب استاد خود، ییپ من در هنگ‌کنگ آموخته بود. این استاد به بروس لی جوان همه‌ی دانستنی‌های خود از ورزش‌ رزمی کونگ فو را آموخته بود. اما بروس لی کسی نبود که فقط بخواهد به سطح استاد خود برسد. این‌گونه قالب‌ها برای بروس لی تنگ بود و می‌خواست همه‌ی آن‌ها را درهم شکند. بروس لی یک کمال‌گرای تمام عیار بود و از این رو بعدها طرحی نو درانداخت. با این همه باید گفت که جیت کان دو سبک دیگری در کنار دیگر سبک‌های رزمی اعم از کاراته یا کونگ فو یا حتی مشت‌زنی نبود. سبک بروس لی، سنتزی از همه‌ی ورزش‌های رزمی و جامعیت آفریننده‌ی آنها بود. یا اگر بخواهیم آن را دقیق‌تر و به زبان خود بروس لی بیان کنیم: سبک فاقد سبک!
گفتنی است که بروس لی در صحنه‌ای از آخرین فیلم‌اش به نام «اژدها وارد می‌شود»، در برابر این پرسش یک مدعی که می‌پرسد سبک تو چیست، به این موضوع اشاره‌ی کوتاهی می‌کند و پاسخ می‌دهد: «رزم بدون رزمیدن»! این به معنای روال و روشی در رزم است که از پیش هیچ سبکی را برای خود مقرر نمی‌کند، شیوه‌ی پیکار را جزم و متصلب نمی‌انگارد و خود را به آن مقید نمی‌داند. یعنی در رزم همواره باز و منعطف بودن و از همه‌ی تکنیک‌ها و ضرباتی استفاده کردن که بتواند موثر باشد و حریف را از کار بیندازد. این اوج عقلانیت در هنر رزمی مدرن است. یعنی تنها هدف رزم، ناتوان کردن حریف و مآلا واداشتن او به تسلیم است و نه چیز دیگر.
بروس لی می‌گفت: «سبک من هیچ رازی ندارد. حرکات من ساده‌اند، مستقیم و غیرکلاسیک. آنچه این حرکات را فوق‌العاده می‌کند، سادگی آنهاست. در همه‌ی تمرین‌ها چنین است. هیچ تصنعی در آنها وجود ندارد. من همواره اعتقاد داشتم که چالاکی و سبکی و نرمش، بهترین روش است. «جیت کان دو» ساده و بیان مستقیم احساس یک رزمی‌کار با حداقل صرف حرکت و نیروست. شما هر اندازه بیشتر خود را به سبک خاصی مقید کنید، ناچارید بیشتر شخصیت رزمی خود را فدا کنید».

به قدرت، سرعت و نرمش پلنگ
یکی از شاگردان ممتاز بروس لی بعدها گفته بود که بروس لی در آموزش‌های خود می‌آموخت که رزمی‌کار باید فضا را مانند حربه‌ای در نظر گیرد و تلاش کند میان مکان و زمان (یعنی سرعت) پیوندی هارمونیک برقرار سازد.
به گفته‌ی او حرکات بروس لی در تمرین‌ها و آموزش‌ها به یک پلنگ می‌مانست، یعنی سرعت و قدرت را با نرمی و انعطاف فوق‌العاده درهم می‌آمیخت. برای نمونه هنگامی که بروس لی در فاصله‌ی سه متری حریف ایستاده بود، ناگهان جهش‌وار و با سرعتی باورنکردنی این فاصله را درمی‌نوردید و به حریف خود ضربه‌ای وارد می‌کرد و در آنی به موقعیت آغازین خود بازمی‌گشت. او همواره توصیه می‌کرد که باید فضای کافی در اختیار داشت و از تنگنا گریخت، زیرا تنگنا ابتکار و قدرت مانوور رزمی کار را محدود می‌کند. بروس لی همچنین می‌آموخت که باید از دست‌ها و پاها مستقل از هم استفاده کرد و مهم‌تر اینکه به هنگام یک ضربه فقط عضلات مربوط به آن بخش از بدن نیستند که مورد استفاده قرار می‌گیرند، بلکه عضلات دیگر نقاط بدن نیز باید به یاری عضو فعال بیایند.
اهمیتی که بروس لی برای برقراری پیوند درست و هارمونیک میان فضا و سرعت قائل بود، باعث شد که در “جیت کان دو” طرح‌هایی برای مبارزه با سه فاصله‌ی متفاوت ارائه ‌دهد: فاصله‌ی کوتاه، فاصله‌ی متوسط و فاصله‌ی زیاد.

فلسفه مبارزاتی
بروس لی فرصت نکرد، فلسفه‌ی خود از هنر مبارزاتی را به صورتی مدون منتشر کند. ولی از او یادداشت‌ها و طرح‌های زیادی درباره «جیت کان دو» باقی ماند که بعدها به همت همسر و شاگردانش به صورت کتاب منتشر شد.
افزون بر آن بروس لی در آخرین فیلم خود به نام “بازی مرگ” که سناریوی آن را خود نوشته بود، تلاش کرده بود که فلسفه‌ی خود از هنر مبارزاتی را به نمایش بگذارد. در صحنه‌های محدودی از این فیلم که پیش از مرگ بروس لی فیلمبرداری شده بود، او در هر طبقه‌ای از یک معبد پنج طبقه با یکی از استادان مسلم سبک‌های مختلف ورزش‌های رزمی روبرو می‌شود و با استفاده از توانایی‌ها و تکنیک‌های «سبک فاقد سبک» خود و نیز ضعف‌هایی که هر یک از سبک‌های مقابل به دلیل محدودیت خود دارند، بر تک تک حریفان خود پیروز می‌شود.
مرگ فرصت نداد که بروس لی این فیلم را به پایان برساند و بعد از مرگ او این فیلم ناتمام با هنرپیشه‌ای دیگر تکمیل شد و به نمایش درآمد. با این همه می‌توان فلسفه‌ی رزمی بروس لی را در صحنه‌هایی از این فیلم دید و به ژرفای آن پی برد.

تخریب کلیشه‌های هالیودی
فیلم های هالیوودی، مملو از قهرمانان آمریکایی بود که در نبرد با دشمنان غیر آمریکایی، اعم از سرخپوستان، سیاهپوستان، اعراب یا چشم بادامی‌ها همواره پیروز می‌شدند. مهمترین تاثیر غیر هنری لی در فیلم‌هایش تخریب این کلیشه بود.
حضور یک چشم بادامی در غالب یک قهرمان شکست ناپذیر، توانست اعتماد به نفس اجتماعی در میان غیرآمریکاییان ایجاد کند. به ویژه شرقیان دور بابت حضور یک قهرمان که به روش سنت‌های آباء و اجدادیشان با دشمنان می‌جنگد، به لی افتخار می‌کردند.

  1. نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدترین اخبار










خبر های مرتبط

ریزش ۶ هزار واحدی شاخص بورس امروز

علی کریمی هم از ایران رفت؟

خودرو جدید ناسا برای کاوش مریخ

بازداشت جانی ولگا، مرموزترین قاتل زنجیره‌ای روسیه

سایت‌هایی که نقش حیاتی برای سهامداران دارند

سیمرغ مردمی؛ مصلحت‌اندیشی یا حقیقت

محمدعلی پورمختار: قانون مجازات،عطف به ما سبق نمی‌شود

روسای قوای سه‌گانه در اجرای تبصره ماده ۴۸ مقصرند؟

این جشنواره از دل هنرمندان و هنر‌ جوشیده و شکل گرفته

شاخص بورس کاهش 12 هزار واحدی را تجربه کرد