جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۹
روزگار قریبی‌ست نازنین!
با گردش روزگار
03 آذر 1399     19:34
دمی پای صحبت چنگیز جلیلوند فقید

از لذت صحبت به جای ریچارد برتون تا محروم شدن از «پدرخوانده»

چنگیز جلیلوند در گفت و گویی که به تازگی و پس از درگذشتش منتشر شده است از خاطرات دوران فعالیت خود و همچنین علاقه اش به ایران گفت.

به گزارش روزگار، کرونا چنگیز جلیلوند، دوبلور سرشناس و محبوب را هم از مردم گرفت، هنرمندی که خاطرات بسیار خوش و به یادماندنی را با صدای خود برای مخاطبان و علاقه‌مندان به سینما به یادگار گذاشت.

پل نیومن، برت لنکستر، دین مارتین، ریچارد برتن و صدها بازیگر دیگر با صدای او جان و شخصیتی دوباره گرفتند و ماندگار شدند.

حال که یک روز از درگذشت او می‌گذرد، گفت‌و‌گوی او با علیرضا پورصباغ به خواست او پس از فوتش منتشر شد که گزیده‌ای از سخنان جلیلوند در این مصاحبه را ادامه می‌خوانید:

  • من همیشه از صحبت کردن به جای ریچارد برتون لذت می‌بردم، نمونه کامل کارم با برتون در فیلم چه کسی از ویرجینیاوولف می‌ترسد (مایک نیکولز) است. من حتی زمانیکه در آمریکا بودم در لحظات تنهایی صدا و نوار ریچارد برتون در این فیلم را برای خودم می‌گذاشتم و بارها به آن گوش می‌دادم. به برت لنکستر نیز بسیار علاقه داشتم هم به خودش به عنوان یک بازیگر و شخصیتش. از میان فیلم‌های لنکستر به حرفه‌ای‌ها (ریچارد بروکس) بسیار علاقه‌مندم به صورتی که در زمان دوبله‌ فیلم خانواده‌ام را نیز به استودیو بردم تا کارم را از نزدیک ببینند.

-صحبت کردن به جای پل نیومن را با فیلم «کسی آن بالا مرا دوست دارد» (رابرت وایز) شروع کردم و تا زمانیکه در سال ۱۳۵۸ از ایران رفتم تمامی فیلم‌های پل نیومن را دوبله کردم.

  • سر «پدرخوانده» یادم هست که استودیو سازنده فیلم یک نماینده فرستاده بود تا دوبلور را انتخاب کند و دلیل می آورد که لحن مارلون براندو در این فیلم با تمام فیلم هایش فرق می‌کند، همان طور که انتخاب این هنرپیشه برای فیلم پدرخوانده نیز غیر منتظره بود. وقتی فیلم به ایران با نماینده آمد، قرار تست صدا گذاشتند که من قبول نکردم و آخر سر مرحوم نوربخش حرف زد و من هم جای جیمز کان در نقش سانی کورلئونه حرف زدم و بعد هم با وسوسه روبیک (از عوامل فنی)، ۱۰ دقیقه جای براندو به طور آزمایشی در تنهایی خودم حرف زدم که در آن موقع با حالتی عصبی و خش دار دیالوگ ها را با قدرت گفتم که خود نماینده کمپانی پارامونت وقتی آن تکه ۱۰ دقیقه ای را دید افسوس خورد و مرا به ناهار در رستورانی دعوت کرد و همان جا به من گفت تو صدایت هم ردیف یول براینر و ریچارد برتن است. می دانی که این صداها جزء ۱۰ صدای برتر دنیا هستند. این حرف ها دردی را دوا نمی کرد چرا که پدرخوانده از دست رفته بود و منی که تمام نقش های براندو را حرف زده بودم در بهترین کارش محروم مانده بودم و شاید هم بعد از دیدن آن تکه توسط نماینده در دوبله مجدد حرف نمی زدم حتی اگر صد هزار دلار هم می دادند.
  • سینمای ما امروز به لحاظ اکران و نمایش فیلم‌های مطرح خارجی درب‌های خود را بسته است. زمانی بهترین فیلم‌های جهان همزمان در سینماهای ایران اکران می‌شد. صدابرداری سرصحنه نیز در آن زمان رایج نبود اما الان وضعیت ۱۸۰ درجه فرق کرده است. در تمامی این سال‌هایی که تو را می‌شناسم، چقدر تلاش کردی که اکران فیلم دوباره احیا شود. هر بار تیتری را از سایت کافه سینما درباره اکران فیلم خارجی برایم می‌فرستی خوشحال می شوم. امیدوارم فیلم‌های خارجی روی پرده سینما اکران شود.
  • با تمامی این شرایط از زمانیکه به ایران بازگشته‌ام برخلاف بسیاری از دوستان و همکاران به آینده حرفه دوبله بسیار امیدوارم. جوان‌های بسیار مشتاق و مستعدی را دیده‌ام که با اندکی مدیریت و با گذشت مدت زمانی می‌توانند بارقه‌هایی از آن گذشته درخشان را تکرار کنند. این جوان‌های مشتاق و بسیار مستعد احتیاج به پشتیبانی و حمایت دارند و با راه‌اندازی واحدهای دوبله‌ جدید می‌توان به آینده‌ای که به آن اشاره کردم نزدیک شد. من از شنیدن صدای افشین ذی نوری، رضا آفتابی میرطاهر مظلومی عزیزم شعف زده می‌شوم.
  • در آمریکا که بودم بسیار کم به سینما رفتم، ده پانزده تا فیلم بیشتر نگاه نکردم، از آن ده تا یکی گلادیاتور بود که دوست داشتم جای این هنرپیشه حرف بزنم که خوشبختانه خداوند این فیلم را نصیبم کرد. فیلم های هریسون فورد را تماشا می کردم و دوست داشتم جای او حرف بزنم، حالا مرتب نقش های فورد را به من می دهند.
  • اشتیاق به معاشرت با حامد باعث شد سمت بازیگری بروم اگر ترتیب و توالی جهان دست من بود، دوست داشتم میرطاهرمظلومی برادرم باشه و حامد پسرم. خیلی دوستش دارم. اگر پس از مرگم این گفت و گو رو منتشر کردی، دلم می‌خواهد بابت تمامی مهربانی‌هایشان از آنان سپاسگذار باشم. علی معلم را فراموش نمی‌کنم، زمانی که در کنار این مرد بودم، احترام و متنانت را درک کردم. از حامد عزیزی سپاسگذارم. کسی که با نسل پیشکسوت به خوبی رفتار کرد. شاید اگر زحمات امثال حامد و رفقایش نبود، دوبله به قهقرا می‌رفت. از محمد مهدی(رضا) جعفری که مثل فرزندم دوستش دارم، حتما یاد کن. من بهترین سال‌های زندگیم را در دوره بازگشت از مهاجرت گذراندم. اینقدر که هنرمندان این سرزمین در این چند سال به من محبت داشتند، لذت بازگشت چند برابر شد. فقط از واحد دوبلاژ سیما تا زمان مرگم دلخورم. جفایی که تلویزیون به گویندگان کَرد را فراموش نمی‌کنم.
  1. نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدترین اخبار










خبر های مرتبط

بت‌ها و اینترپل

۳۰ جمله از گاندی

کمک گور‌خر‌ماهی به انسان برای سفر به مریخ

آیورودا چیست و چه ویژگی‌هایی برای ما دارد؟

سرباز بابلی رضایت داد

تهران مدفن خاطرات خوش گذشته

عیدانه دستگاه قضا به محکومان امنیتی

مدیرعامل چسب هل، سریال می‌سازد!

ترامپ ممکن است دوباره به یک پیروزی غیرمعمول دست یابد

مرد کار و قانون کار درگذشت