دوشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۹
روزگار قریبی‌ست نازنین!
با گردش روزگار

روشنایی بر صحنه‌های خاموش

«خوآن مارگالو» طراح و كارگردان گروه رقص در مادرید چون شاهد یورش كرونا شد، زانوی غم به بغل نگرفته با میله‌های چوبی و ماسك، ژل و فاصله اجتماعی و البته در فضای باز، تمرین‌های گروه را البته با تعداد كم شروع كرد.

روزگار ـ آلبرت كوچویی: «خوآن مارگالو» طراح و كارگردان گروه رقص در مادرید چون شاهد یورش كرونا شد، زانوی غم به بغل نگرفته با میله‌های چوبی و ماسك، ژل و فاصله اجتماعی و البته در فضای باز، تمرین‌های گروه را البته با تعداد كم شروع كرد. 

آنها در زیر آسمان صورتی رنگ مادرید بر صحنه‌ای پوشیده از برگ‌ها، ته سیگارها و قوطی‌های نوشابه، راه خود را از میان موج دوم همه‌گیری باز كردند. البته این كاری نبود كه پیش از همه‌گیری باید اجرا می‌شد. گروه با طراحی تازه و مناسب همه‌گیری ویروس كرونا در زیر چراغ‌های كم نور پارك با ماسك‌هایی كه لبخندشان را پوشانده و دست‌های ژل زده، همدیگر را می‌یابند. «خوآن مارگالو» می‌گوید: می‌خواهیم نشان بدهیم، زنده‌ایم! بازی اینها، شوری در ما به پا می‌كند و ما را از خودمان جدا می‌كند. 

به یاد دارم در روزهای پیش از انقلاب و روزهای آغازین آن مدتی تئاتر تعطیل شد و اجرایی نبود. چراغ‌های صحنه چند زمانی خاموش شدند. اما بودند تنی چند از هنرمندان و شیفتگان تئاتر كه برای زنده نگاهداشتن خود و نرفتن بدن‌های بازیگرشان به رخوت، حركتی را آغاز كردند. 

در یك شهرك، همسایه خسرو شایسته كارگردان و بازیگر و همسرش میترا قمصری، بازیگر بودیم و در روزهای موشك باران تهران دیدارهای كاری بسیار داشتیم. در زمانی كوتاه هم روی چند اثر در زمینه كارگردانی، كار كردیم.

همراه با آتیلا پسیانی هم در ترجمه در همین زمینه كار شد كه با تاسف ناتمام ماند. باری، گروهی از بچه‌های كارگاه نمایش و برخی هم از بچه‌های گروه تئاتر تلویزیون هر چند وقت یك بار و البته بسیار هم منضبط گرد آمده برای دل خودشان و نه به سودای نمایش روی قطعات نمایشی كار می‌كردند. شب‌های سخت موشك باران در رویای زندگی‌های نمایشی می‌گذشت. قصدشان این بود كه بدن‌ها روی «فرم» بماند و در عین حال بخش‌هایی از آثار ماندنی را به جد تمرین و اجرا كنند. از آن جمع این چهره‌ها را به یاد دارم آهو خردمند، احمد آرام، آتیلا پسیانی و رضا رویگری كه گاه پس از اجراها با قطعه آوازی، جمع را میهمان می‌كرد.

از دیگر چهره‌های مطرح، آدم‌هایی چند گاه به گاه می‌آمدند. به گونه‌ای آپارتمان خسرو شایسته و میترا قمصری شده بود، جایی برای تئاتر آپارتمانی. البته كه محل اجراها در آپارتمان‌های دیگر هم بود. هنگامی كه شنیدم تئاتر مستقل به سبب بحران‌های دامنگیر و شرایط كرونایی تعطیل و گروه از هم پاشید، دلم گرفت. چراكه می‌شد، قلب تپنده این تئاتر را زنده نگاه داشت. كاری كه گروه همراهان خسرو شایسته كردند چراكه این وقفه و تعطیلی چندان نپایید و باز تئاتر جاری شد. آنچه كه امروز هم شاهد آن وقفه و تعطیلی هستیم. كرونا، بیماری، تعطیلی تالارها و… یادمان باشد، این نباید پایان باشد. همچنان كه برای خوان مارگالو نبود.

 كاری كه بارها، هانیبال الخاص برای برپایی نمایشگاه‌ها می‌كرد. در تعطیلی نگارخانه‌ها به انبارهای متروك كارخانه‌ها پناه می‌برد. به گاراژها، به زیرزمین‌ها، انباری‌ها و هنر تجسمی را زنده و تپنده نگاه می‌داشت. از بخت خوش امروز، فضای مجازی هست. آنلاین و به گفته فرهنگستانی‌ها برخط هم. همتی باید تا روشنایی‌های صحنه روشن بماند.

  1. نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدترین اخبار










خبر های مرتبط

خسرو سینایی درگذشت

کورونا یا کرونا؟

کدام مواد غذایی را باید حتما خام خورد

طرفداران ملوان قرنطینه را شکستند و وارد استادیوم شدند/ عکس

مادر شهید همت درگذشت

حضور «خورشید» مجید مجیدی در بخش اصلی جشنواره ونیز

روزگار انحطاط یا عصری جدید؟

روند افزایشی ابتلا و مرگ بر اثر کرونا در کشور

بازیگر «پیشتازان فضا» درگذشت

شعر ناتمام هوشنگ ابتهاج برای امام حسین (ع)