جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۹
روزگار قریبی‌ست نازنین!
با گردش روزگار
22 آبان 1399     12:10

یک جامعه‌شناس: دوره‌ انتقام‌گیری اجتماعی گذشته است

یک جامعه‌شناس معتقد است که این روزها دیگر دوره‌ انتقام‌گیری اجتماعی گذشته است.

به گزارش روزگار، از ماجرای قتل در میدان كاج سعادت‌آباد در 6آبان 1389 تا ماجرای مرگ یك شهروند در شهرك حجت مشهد در 27مهر1399 یك دهه سپری شده است. از آن روزهایی كه مردم برای تماشای اعدام جوانی به نام «كوشا» كه در پل مدیریت دختر مورد علاقه خودش «مهسا» را به قتل رساند با فلاسك چای در این محل حاضر شدند تا دست به دست كردن فیلم ماجرایی كه به «دختر آبادان» شهره شد قریب یك دهه سپری شده است. 

آیا می‌توان رفتار كسانی كه آن زمان در میدان كاج ایستادند و فقط از جان كندن یك جوان مجروح فیلم گرفتند را با رفتار حاضران در شهرك حجت مشهد كه به آزاردیدن یك فرد دست‌بسته می‌خندیدند مقایسه كرد؟ 

سیدحسین سراج‌زاده، جامعه‌شناس و دانشیار گروه آموزشی جامعه‌شناسی دانشگاه خوارزمی كه در موضوع جامعه‌شناسی انحرافات اجتماعی و بررسی مسائل اجتماعی ایران كار كرده است در گفتگو با روزنامه اعتماد در این مورد می‌گوید: این مقایسه كار دقیقی نیست: باید هر كدام از این رویدادهایی كه فیلم آن در فضای مجازی منتشر شده را در موقعیت خودش نگاه كنیم و بین آنها تفكیك قائل شویم. موافق نیستم برخی از رویدادهایی از این دست و افرادی كه در صحنه وقوع آن حاضر هستند را تعمیم بدهیم و صحبت از مردم و جامعه كنیم.

وی می افزاید: به نظرم نخست باید هر كدام از این رویدادهایی كه فیلم آن در فضای مجازی منتشر شده را در موقعیت خودش نگاه كنیم و بین آنها تفكیك قائل شویم و ببینیم كه در آن موقعیت چه رفتارهایی مورد انتظار و قابل قبول بوده یا از نظر اجتماعی و اخلاقی می‌توانست واكنش مفید و درستی باشد. بعد از این تفكیك به این نكته بپردازیم كه كدام یك از آن بازیگران حاضر در آن صحنه یا آن رویداد كار درستی انجام ندادند. حتی اگر حركتی از حاضران در آن رویداد رخ دهد كه دردآور باشد، چطورمی‌توانیم نتیجه بگیریم كه همه مردم چنین هستند؟ باتوجه‌ به این دو شرط یا این دو فرض باید به تحلیل آنچه منتشر شده است، بپردازیم.

سراج‌زاده به نوع نگاه دوربین و ما اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد: تحلیل من متوجه ویدیوهایی است كه از آن دیده‌ام و محدود به همان زاویه نگاهی كه آن تصاویر را ثبت كرده است. برهمین مبنا آنچه به تصویر كشیده شده را باید دو قسمت كرد؛ بخشی كه متوجه رفتار مردم حاضر در آن صحنه است. كسانی كه با فردی مواجه بودند كه او شرارتی كرده یا مرتكب تخریب، اوباشی‌گری و فحاشی شده است. همان مردمی كه تلاش كرده بودند او را مهار كنند یا دستگیر و احتمالا همان‌ها یا اعضایی از خانواده او به پلیس خبر داده بودند تا برای توقیف این فرد حاضر شود. بخش دیگر متوجه نیروی انتظامی و مامور اوست. آن بخشی كه به نیروی انتظامی مربوط می‌شود گواه یك چیز به‌طور بارز و مشخص است. در این بخش به نظر می‌رسد افرادی از نیروی انتظامی هستند كه به اندازه كافی آموزش درست و كافی برای رفتار حرفه‌ای در انجام وظیفه شغلی‌شان ندیده‌اند و از زور به شكل غیرمتعارف و نامتناسب استفاده می‌كنند. 

به گفته این جامعه شناس، این رویداد در كنار وقایعی كه در چرخاندن افرادی با عناوین خاص در انظار مردم برای مجازات آنها شاهد بوده‌ایم، نشان از آن دارد كه نیروی انتظامی برخوردش با مجرمان، حرفه‌ای و برآمده از اخلاق حرفه‌ای لازم در این عرصه نیست. از آنجا كه این نمونه محدود به یك مورد نیست و رویدادهای مشابهی از این نیرو شاهد بوده‌ایم بنابراین می‌توانیم از یك فرهنگ سازمانی اسم ببریم كه در این فرهنگ، متهمان و مجرمان حقی ندارند و از حقوق انسانی برخوردار نیستند. 

وی تاکید می‌کند: اینجا جامعه باید واكنش نشان داده و برای آموزش حرفه‌ای پلیس در انجام وظایفش مطالبه جدی مطرح كند

سراج‌زاده با اشاره به واکنش مردم در ویدئوی مشهد توضیح می‌دهد: اما آن چیزی كه به مردم مربوط می‌شود؛ مردمی كه در آن صحنه‌ها نظاره‌گر بودند خود دارای فرهنگی هستند كه از آن صحبت كردیم و گفتم فرهنگ سازمانی نیروی انتظامی شده است. در واقع بخشی از مردم كه آنها را در فیلم مربوط به شهرك حجت مشهد می‌بینیم نیز همین فرهنگ را دارند. به این معنا كه فرد خاطی یا مجرم را صاحب حقی نمی‌دانند و اعمال زور به هر میزانی بر او را مجاز می‌شمارند. شاید به همین دلیل باشد كه از رنج بردن شخصی كه كار خطایی انجام داده و نفرتی از او پیدا كرده‌اند لذت می‌برند و از برخورد آزاردهنده و خشن آن فرد پلیس با مجرم با خنده استقبال می‌كنند. تاكید می‌كنم بخش‌هایی از مردم هستند كه چنین هستند و البته مشكل جامعه ما هم همین هست. اخلاق و انسانیت هم اجازه نمی‌دهد هر برخوردی با آنها داشته باشیم. بنابراین باید این دیدگاه را مطرح كنیم و از پلیس و از حاكمیت انتظار داشته باشیم تا این تغییر را رقم بزنند. 

این استاد دانشگاه در ادامه به اشتراک گذاری فیلم های اینچنینی در شبکه های اجتماعی نیز اشاره می کند و توضیح می دهد: بسته به زمان و نوع انتشار این فیلم‌ها و همین‌طور كامنت‌ها و تحلیل‌هایی كه در كنار انتشار این فیلم‌ها گذاشته می‌شود می‌توان به تاثیر مثبت آن بیش از تاثیر منفی آن امیدوار بود. اما اگر انتشار این قبیل فیلم‌ها با همان منطقی صورت گیرد كه مردم با دیدن آزرده شدن فرد احساس شعف و خوشحالی كنند این نوع انتشار می‌تواند به عادی شدن خشونت در جامعه بینجامد.

  1. نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدترین اخبار










خبر های مرتبط

گوشی ارزان می‌شود!

رد پای یک سفیر در مرگ مشکوک قاضی منصوری؟

محمود استاد محمد؛ خراط شهر قصه

بازیگر «برکینگ بد» هم به کرونا مبتلا شد

تنها دونلی‌نواز ایران در بستر بیماری است

کدام ماسک‌ها در مقابل ویروس کرونا مقاوم هستند؟

خسرو سینایی در بیمارستان بستری شد

جنجال جدایی جانی دپ و امبر هرد ادامه دارد

بلوای نان و رودرویی شاه و قوام

توقف ساخت کارخانه در حریم چغازنبیل